سخنان حضرت _ قسمت هفتم

عليه حكومت بنىاميه قيام نكردهايم، بلكه بدان جهت قيام كردهايم كه مظاهر دينت
را به مردم نشان دهيم و در سرزمينت اصلاحى كرده باشيم، تا در پناه دين، بندگان
ستمديدهات بيارامند و به فرايض و سنن و احكامت عمل شود. اى مردم، بدانيد
كه اگر شماها ما را يارى نكنيد و درباره ما انصاف ندهيد، ستمگران بر سرتان مسلط
خواهند شد و در خاموش كردن نور پيامبرتان خواهند كوشيد. خداوند براى ما پشتيبان
محكمى است، بر او تكيه مىكنيم و به درگاهش زارى مىنماييم، و بازگشت ما به سوى
اوست.
بحار الانوار، ج 97، ص 80
سپاس به درگاه خداوندى كه آنچه خواهد، انجام گيرد و نيرويى نيست مگر آن كه
قائم به ذات احديت اوست. همان گونه كه گردنبند به گردن دختران جوان افتاده
است، مرگ نيز گريبانگير فرزندان آدم است. آن چنان كه يعقوب شوق ديدار يوسف
داشت، من نيز به شدت اشتياق ديدار پدران و گذشتگانم دارم. دست تقدير الهى
براى من قتلگاهى برگزيده است كه بايد به ديدار آن بشتابم. مىبينم كه به همين
زوديها گرگهاى گرسنه "نواويس" و "كربلا" مرا در محاصره انداخته، بند بند اعضاى
بدنم را از هم جدا مىكنند و عطش درونى خود را با كشتن من فرومىنشانند. از چنين
روزى كه قلم تقدير بر آن گذشته است، تدبير و راه فرارى نيست. ما اهل بيت به
آنچه خداوند راضى باشد، رضايت داريم. بر اين بلا كه براى ما خواسته است، صبر
مىنماييم، البته او نيز پاداش صابران به ما عطا خواهد فرمود. ما پارههاى تن
پيامبريم و پاره تن پيامبر از او جدا نمىشود. ما در بهشت، دور و بر پيامبر گرد
خواهيم آمد و با رفتن ما چشم پيامبر روشن شده، وعدههايى كه داده شده است، عملى
مىگردد. اينك در ميان جمع ما هر كس جان در كف آماده شهادت است و خود را
براى مرگ و ملاقات الهى مهيا ساخته، به همراه ما كوچ كند كه فردا صبح به يارى
خدا من حركت مىكنم.
بحار الانوار، ج 44، ص 366
. مردم، بدانيد كه دنيا خانهاى است فنا شدنى و زوال پذير.
ناسخ التواريخ، ج 6، جزء 2، ص 243
من كه يارانى باوفاتر و نيكوتر از ياران خود سراغ ندارم، و نيز از اهل بيت خود
خاندانى بهتر و مهربانتر نمىشناسم، به پاس نيكيهايى كه در حق من داريد، خداوند
به شماها بهترين پاداش عطا فرمايد.
بحار الانوار، ج 44، ص 392
خداوند رتبهها و منزلهاى عالى را به خاطر صبرى كه بندگان در مقابل تحمل
ناملايمات به خرج دهند، به آنان عنايت مىفرمايد.
بحار الانوار، ج 45، ص 90
. تلخ و شيرين دنيا همهاش خواب و خيالى بيش نيست، و جاى بيدارى و
هوشيارى، جهان ديگر است و كسى رستگار خواهد بود كه در آن جهان رستگارى يابد و
بيچاره آن كس كه در آن سرا شقاوت يابد.
بحار الانوار، ج 45، ص 91
. سپاس خداوندى را كه دنيا را آفريد و آن را خانهاى فانى و زوالپذير قرار داد،
خانهاى كه هميشه رنگ به رنگ شده، دستخوش حوادث و تغيير و تحول است و
ساكنانش را از حالتى به حالتى سير مىدهد. بيچاره آن كس كه فريب زرق و برق
اين دنيا را بخورد و بدبخت كسى كه دل به زندگى زوالپذيرش ببندد.
بحار الانوار، ج 45، ص 5
. نه، به خدا سوگند همچون افراد خوار و ذليل دست به اين مردم نخواهم داد و همانند
بردگان براى آنان با بيعتم اقرار به بردگى نخواهم نمود. اى بندگان خدا، پناه
مىبرم به پروردگارمان خدا از اين كه مىخواهيد مرا هدف تير و نيزههاى خود قرار
دهيد. از دست سركشان عاصى كه به روز قيامت ايمان ندارند به خداوند پناه مىبرم.
بحار الانوار، ج 45، ص 7
. اى بزرگزادگان! صبر و بردبارى به خرج دهيد كه مرگ جز يك پل نيست كه شما را از
سختى و رنج عبور داده، به بهشت پهناور و نعمتهاى هميشگى آن مىرساند، كيست كه
نخواهد از زندانى به قصرى انتقال يابد. و براى دشمنان شما درست به عكس است كه
مرگ براى آنان مثل آن است كه از كاخى به زندان و شكنجه انتقال پيدا كنند. پدرم
از پيامبر خدا ص براى من نقل نموده است كه مىفرمودند: "دنيا براى مؤمن همانند
زندان و براى كافر همانند بهشت است". مرگ پلى است كه عدهاى را عبور داده، به
بهشتشان مىرساند و جمعى را عبور داده، به جهنمشان مىرساند. آرى، نه دروغ شنيدهام
و نه دروغ مىگويم.
بحار الانوار، ج 44، ص 297
به شما هشدار مىدهم اين يزيد حرامزاده پسر زنازاده مرا در سر دوراهى قرار داده
است: يا شمشيركشى يا ذلت بيعت با او. اما داشته باشيد كه ذلت از ساحت قدس ما به
دور است. خدا و رسول خدا و مؤمنان و آن دامنهاى پاكى كه ما را پرورده و آن
دودمان شريف و آن ذلت ناپذيران عزتمند و آن نفسهاى با عزت نياكان ما قبول
ندارند كه ما پيروى و فرمانبردارى از اين افراد پست را بر مرگ با عزت ترجيح
دهيم.
بحار الانوار، ج 45، ص 83
